خرید بک لینک
به سبیلا آقام استالین قسم! بخش پنجم همه ی همسایه ها به خوبی می دانند "نخواسته" تا چه حد مرداس را دوست دارد. اما او به احترام، هیچ گاه این نام قند و عسل را که برایش مقدس مانده به زبان نمی آورد، در دل مزمزه می کند؛ و در گفت و گوها با زنان، به جای آن، ضمیر فاعلی "او" را به کار می برد. شب ها بر سکوی بتنی که آب پاشی شده و خنک مانده، بی هیچ زیرانداز، روی پهلو دراز کشیده، سر بر عضله ی پنبه ای به تعبیر مرداس می گذارد که بوی خوش برنجاس و آویشن، قاطی کره ی محلی و

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

به سبیلا آقام استالین قسم! بخش شیشُم در این بامداد خاکستری، سی و پنجمین روز بهار که گاه گاه آفتاب سرکی به کوچه ی در خواب رفته ی این محله می کشد، مشت مشت نور بر بام های پر پرنده می پاشد و تکانی به باغچه ی بنفشه ها و کرت های سبزی و گوجه سرخ منیجه خانوم می دهد، از خواب پریده هنوز نمی دانم کجایم. در هفتکل ۱۳۲۹ که رفیق استولا به دنیا آمد؟ و یا سال سی و سه ی تعقیب و گریز که مرداس استالین، این کودک چهار ساله را نشانده جلو، روی میله، دوچرخه اش را به سوی مقصدی

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

به سبیلا آقام استالین قسم!/ بخش هشتم هنوز سحر نشده، ماشین آمده و کنار پُخار ایستاده، "سیاه" که دارد کیف برزنتی بزرگ، فلاسک چای، قوطی های قند و چای، چند گرده نان، مشکول دوغ را در صندوق عقب جا می دهد و گاه گاه با حرکات فرز، شیشه های پاک را برق می اندازد، می پرسد: "آ مرداس! مقصدمون؟" "نخواسته" نیمه شب و چند لحظه پیش، همین را پرسیده بود. خومکار هم که همراه عامو حسن، پتک بر شانه و قلم چکش در دست به سر کوره ی گچ می رود، طاقت نیاورده نگوید: "بی گدار به اُ نزن

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

به سبیلا آقام استالین قسم! بخش نهم آ مرداس رفت. کجا؟ هیشکی نمی دونه. اما میاد سر بزنه، عشق اش هفتکله. کی میاد؟ معلوم نیست. مخفی میاد. وارد خانه ی کاه گلی اش می شوم. کبوترانی بغبعو کنان به من خوشامد می گویند. بو...بو...بوی آشناهمه جا... بر دیوار عکس بزرگی جسبانده شده...مردی جوان با چشمان درشت و پر پرسش مرا می نگرد. انبوه موی سرکش را هر سو، به واپس شانه کشیده، خوابانده مهار. سرک می کشم. یک صندوق پلیتی با نقش و نگار گل و سبزه.

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

به سبیلا آقام استالین قسم! بخش دهم دو باره نم نم آفتاب از میان نقره پشم های ابر است و دانه ورچینی کبوترها و گنجشکان خانه خودی شده در این حیاط باغ درندشت. یک دو سه....آهان...نفس عمیق...بازوها کشیده : بالا پایین، به راست به چپ... درختان تن تکانده اند و فضا سرشار از اکسیژن امید است. جناب "چشمه گل" کجاست؟ از نانوایی که برگشت، داشت ورزش می کرد، یادش به چیزی افتاد، بهانه ای آورد "بروم انباری، برای نازلی، کتاب های کودکانِ چاپ پروگرس شوروی را پیدا کنم، بگذارم

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

به سبیلا آقام استالین قسم! بخش یازدهم - شیرت از دهن افتاده عزیزم...چند قاشق هم از آش بخور خیال ام راحت بشه...قرصای فشار و چربی ات فراموش نشه، اوناهاشون بغل سبد نونا تُو زیر استکان... استولا اما انگار نمی شنود. کتابی را که از دیشب درگیر آن بوده، برگ می زند و به کلمات خیره می ماند. لب ها می جنبد. - اس...تو...لا... - هان؟ - ما داریم صبحانه می خوریم و این آقا مهمان ماست...کتاب را بگذار کنار... استولا خان سر بلند می کند.

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

از بهار خوانده ها/ ۱۳۸ چه بی تابانه می خواهمت/ ای دوریت/ آزمون تلخ زنده به گوری...الف. بامداد ♡ دلبند عزیزترینم(نامه های عاشقانه های آنتوان چخوف و اولگا کنیپر)/ پارسی برگردان احمد پوری .- تهران: نشر باغ نو، ۱۳۸۰ نسخه♡ نامه های عاشقانه به جا مانده از فرهیختگان فخر دنیا(به عنوان نمونه: نامه سروده های نرودا و ناظم حکمت به دلدارهایشان، نامه های نیما به نامزد و بعد همسرش عالیه جهانگیر و بیست نامه ی احمد شاملو به عشق معجزه گرش آیدا سرکیسیان که از او انسانی خلاق

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

خداوندان دانایی و دادم... حسن اله بیگی/ مصطفی قریب سرشت شخصیت انسانی پس از دهه ی نخستین که شالوده اش را خانواده، مدرسه و جامعه هرکدام گذرا و ماندگار، به سهمی و اثری پی ریخته اند، در جدال با سرنوشت شکل می گیرد تا شرم یا شاهکار بیافریند. در این فرصت، وظیفه ی خود می دانم که از دو انسانِ دوست داشتنی زندگی ام یاد کنم: حسن اله بیگی که در سال های پایانی دهه ی چهل شمسی، افتخار شاگردی اش در دبیرستان رودکی هفتکل را داشتم و به من نخستین بار کتاب "انسان ها و خرچنگ ها"

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

از نامه های نیمای نام آور به عشق ناسپاس اش، عالیه جهانگیر نیما(علی اسفندیاری / ۱۳۳۸ تهران- ۱۲۷۶ یوش مازندران) که خود را جان سرکش کوهستانی می دانست، آزاده و نواندیش؛ و می پنداشت عشق یافته اش، پناهگاه او و التیام بخش دردهایش از رنج دوران واپس اندیشِ به قول صادق هدایت" رجاله پرور" است، به این زن، یعنی بانو عالیه جهانگیر(برادر زاده ی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، شهید انقلاب ناکام مشروطه) می نویسد: "عالیه ی عزیزم! اغلب، بلکه بالعموم، با زن طوری معامله می کنند

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 11:50

صفحه بندی